بمانی …

شعر از همای

بمانی زنی روستاییست که از خود زمین کشاورزی نداشته و از پدر نیز میراثی به او نرسیده و شوهرش در هنگام کار از بالای درختی افتاده و فلج گشته و او برای سیر کردن شکم همسر و فرزندانش در زمین های مردم کار میکند  دخترانش نیز به همین علت او را همراهی میکنند آنها هر روز پاهایشان را در گلها فرو کرده و این طبیعت بی رحم آنها در خود می بلعد به طوری که دختر ها پیر گشته و حتی ازدواج نکرده اند تنها به این اندیشه که کار کنند تا دست گدایی در مقابل دیگران دراز نکنند این آهنگ بیانگر دردهای بمانی ست .

بمانی بمانی بمانی  بمانی

تو تی جاسر نیشتا نتانی بمانی

صب که تی چومانا واکونی بمانی

بجارسرانا را کونی بمانی

تی دخترهکانا دوخانب

بجارسرانا دووانی بمانی

بجاره کار کییا سیرا کود بمانی

تی دخترهکانا پیراکود بمانی

پول ترا اوارا کود بمانی

چول ترا بیچاراکود بمانی

بمانی بمانی بمانی    بمانی

تو تی جاسر نیشتا نتانی بمانی

  • PDF
  • Print
  • Facebook
  • Twitter
  • Digg
  • Google Bookmarks
  • del.icio.us
  • email
  • HelloTxt
  • RSS

ملاقات با دوزخیان …

متن آهنگی از همای


آنگه که مرا می زده بر خاک سپارید

زیر کفنم  خمره ای  از  باده گذار ید

تا در سفر دوزخ از  این  باده  بنوشم

بر خاک من  از شاخه  انگور بکارید

آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات

یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات

هر قدر که در خاک ننوشیدم از این باده صافی

بنشینم و با دوزخیان کنم تلافی

جز ساغر پیمانه و ساقی نشناسم

بر پایه میخانه و شادیست اساسم

گر همچو همای از عطش عشق بسوزم

از ـ تش دوزخ نهراسم نهراسم

  • PDF
  • Print
  • Facebook
  • Twitter
  • Digg
  • Google Bookmarks
  • del.icio.us
  • email
  • HelloTxt
  • RSS

ای شاه …

متن آهنگی از همای
ای شاه بی خیال مست

با توام آیا با منه مسکین حواست هست

روزگاری دامنت میگیرد آه این فقیران تهی دست

تا کنون آیا کنار کودکانت نیمه شب آشفته خفتستی

نه نه تو بی غم و مستی

تا کنون حتی برای تکه نانی پیش فرزندان خود شرمنده بودستی

نه نه تو بی غم و مستی

کجا پای تو تا زانو به گل بودست

کجا چشمانت از بار گناهانت خجل بودست

صدای ناله ی دهقان پیری را که می گرید شنیدستی

نه نه تو بی غم و مستی

ای شاه بی خیال مست

با توام آیا با منه مسکین حواست هست

روزگاری دامنت میگیرد آه این فقیران تهی دست

  • PDF
  • Print
  • Facebook
  • Twitter
  • Digg
  • Google Bookmarks
  • del.icio.us
  • email
  • HelloTxt
  • RSS

خانه بدوش …

متن آهنگی از همای


ما را که بجز توبه شکستن هنری نیست

با هر  دله دیوانه  نشستن  ثمری نیست

برخیز جز این چاره نداری که در اینجا

جز جام می و مطرب و ساقی خبری نیست

ما خانه بدوشیم

ما حلقه به گوشیم

جز در ره این کار نکوشیم و نکو شیم

در کلبه ما سفره ارباب و فقیرانه جدا نیست

در حلقه ما جنگ و نزاعی به سر شاه و گدا نیست

ما مطربه عشقیم ودر او از سناییم و خداییم

در کعبه ما  جنگ رسیدن به خدا نیست

ای عاشق دیوانه  وا کن در میخانه

می زن دو سه پیمانه که ناخورده می و رفته ز هوشیم

  • PDF
  • Print
  • Facebook
  • Twitter
  • Digg
  • Google Bookmarks
  • del.icio.us
  • email
  • HelloTxt
  • RSS

معادله ی Batman

این تصویر هم زبان حال ریاضی دانان است:

  • PDF
  • Print
  • Facebook
  • Twitter
  • Digg
  • Google Bookmarks
  • del.icio.us
  • email
  • HelloTxt
  • RSS

شاد بودن هنر است …

شاد بودن هنر است
شاد کردن هنری والاتر.
لیک هرگز نپسندیم به خویش،
که چو یک شکلک بی جان، شب و روز ،
بی خبر از همه ، خندان باشیم.
بی غمی عیب بزرگی ست،
که دور از ما باد !
شاد بودن هنر است،
گر به شادی تو دلهای دگر باشد شاد.
زندگی صحنۀ یکتای هنرمندی ماست.
هر کسی نغمۀ خود خواند و از صحنه رود.
صحنه پیوسته به جاست.
خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

  • PDF
  • Print
  • Facebook
  • Twitter
  • Digg
  • Google Bookmarks
  • del.icio.us
  • email
  • HelloTxt
  • RSS

تابستان تعطیل یا تعطیلات تابستانی؟

تابستان یک هفده روزی است که در تقویم شروع شده است اما اگر کارهای عملی تحویلی دانشگاه و استرس نمرات درخشان را حساب کنید می بینید که عملا تابستان ۹۰ هنوز شروع نشده و شاید هم اصلا نشود!

چند روز پیش “علی” که از دوستان خوبم در دانشگاه بیرجند بود و ایضا هنوز هم هست را در مشهد ملاقات کردم. دیداری تقریبا ۱۰ ساعته (!) که از حرم شروع شد و بعد به آبمیوه رضا رسید (اهل دل می دانند کجاست) و در زیست خاور و کوهسنگی ادامه پیدا کرد. راجع به همه چیز حرف زدیم از درس و دانشگاه گرفته تا سریال مختارنامه و اوضاع جوانان امروز و … . راستی که بعضی از دوستی ها در دل می نشیند.

این تابستان را تصمیم گرفتم زبان بخوانم و چیزهایی بنویسم اگر قسمت شد و البته هنوز به طور جدی هیچ کاری آغاز نشده است و ان شا الله که سال ها بعد اگر عمری بود زبان حال ما این نباشد که:

افسوس که نامه جوانی طی شد

وان تازه بهار زندگانی طی شد

حالی که ورا نام جوانی گفتند

معلوم نشد که او کی آمد کی شد

(خیام)

امروز در این فکر بودم که اصلا “تعصیلات” یعنی چه؟ مگر انسان هم تعصیل می شود؟ پاسخی که از دل برآمد این بود که خیر! ما استراحت داریم. خوشی داریم. صفا سیتی داریم! وب گردی و خدای ناکرده ول گردی داریم! اما تعطیلات نداریم. البته شاید این جمله که گاهی می گویند:”طرف تعصیله” بر نگرش من به کلمه ی “تعطیل” اثر گذاشته باشد اما باز هم فکر می کنم ما هیچ وقت تعطیل نمی شویم. پس تابستانی بدون تعصیلی اما با خوشی و سرگرمی در صفا سیتی برای همه آرزومندم.

پی نوشت۱: این اولین پست وبلاگ است که با  ‘؟’ شروع می شود.

  • PDF
  • Print
  • Facebook
  • Twitter
  • Digg
  • Google Bookmarks
  • del.icio.us
  • email
  • HelloTxt
  • RSS

ز من نگارم خبر ندارد …

ز من نگارم خبر ندارد
به حال زارم نظر ندارد

خبر ندارم من از دل خود
دل من از من عزیزم خبر ندارد

کجا رود دل که دلبرش نیست
کجا پرد مرغ که پر ندارد

امان از این عشق، فغان از این عشق
که غیر خونِ جگر ندارد

همه سیاهی ، همه تباهی
مگر شب ما سحر ندارد

بهار مضطر، منال و دیگــــــر
که آه و زاری اثر ندارد

جز انتظار و جز استقامت
وطن علاج دگـــر ندارد

زهر هر دو سر بر سرش بکوبد
کسی که تیغ دو سر ندارد

  • PDF
  • Print
  • Facebook
  • Twitter
  • Digg
  • Google Bookmarks
  • del.icio.us
  • email
  • HelloTxt
  • RSS

CV چیست؟ چگونه رزومه بنویسیم؟

اسم رزومه (Resume) را حتما تا حالا شنیده اید. اما شاید کمتر نام CV را که سرنام عبارت Curriculum Vitae  است شنیده باشید.

اصل این دو یک چیز هستند. خلاصه ای از سوابق تحصیلی, شغلی, تحقیقاتی, افتخارات و … . اما تفاوت ظریف این دو در این است که رزومه معمولا برای درخواست های کاری استفاده می شود و بنابراین سوابق شغلی و توانمندی های کاری در ابتدا نوشته می شود و سپس سوابق تحصیلی و تحقیقاتی. CV معمولا برای نشان دادن سوابق آکادمیک استفاده می شود و قطعا موارد علمی بر قسمت های کاری مقدم هستند.

من قصد دارم کمی راجع به CV بنویسم. بر خلاف انتظار در نوشتن CV چندان دستمان باز نیست. بدین معنا که درست کردن CV از یک سری قوانین مشخص پیروی می کند. یک CV معمولا شامل مواردی با ترتیب زیر است:

۱- نام به صورت کامل و آدرس پستی یه همراه ایمیل و احیانا صفحه ی وب شخصی.

۲- هدف. مثلا:”پیدا کردن موقعیت تحصیلی در مقطع … در زمینه ی …”.

۳- زمینه های تحقیقاتی مورد علاقه.

۴- سوابق تحصیلی شامل: رشته ی تحصیلی, گرایش, دانشگاه, معدل, سال اخذ مدرک (و شاید شروع دوره) و نام دروس گذرانده شده در مقاطع تحصیلات تکمیلی.

۵- افتخارات و جوایز: مانند رتبه های مسابقات علمی و یا کسب بورس های علمی.

۶- مقالات علمی.

۷- سوابق علمی شامل توضیحی مختصر راجع به کارهای علمی انجام شده و نام استاد راهنما.

۸- سوابق تدریس.

۹- سوابق کاری.

۱۰- توانایی ها.

۱۱- موارد متفرقه. مثل:عضویت در محافل علمی, سخنرانی ها و غیره.

۱۲- معرف ها. یعنی کسانی که قرار است از آن ها توصیه نامه بگیرید.

ذکر این مطلب ضروری است که اگر چه ترتیب آیتم های بالا مهم است اما می توان در مواردی (به خصوص موارد آخر) ترتیب آن ها را عوض کرد.

برای درست کردن CV لازم نیست کار را از ابتدا آغاز کنید بلکه بهتر است از قالب های استاندارد که توسط افراد خبره نوشته شده است بهره گیرید. مانند این جا, این جا و این جا. اگر هم مایلید نمونه های رزومه از افراد مختلف را ببینید می توانید این جا, این جا,  این جا را ببینید.

پی نوشت ۱: اگر با بخش هایی از نوشته ی بالا موافق نیستید و نظر دیگری دارید لطفا در انتهای این پست نظر خود را مرقوم کنید تا راهنمایی برای افراد دیگر باشد.

پی نوشت ۲: رزومه هایی که به عنوان نمونه در این متن آمده اند به صورت لینک مستقیم به صفحه ی صاحبشان هستند. بنابراین خود افراد آن ها را در دسترس عموم قرار داده اند. ذکر این نکته از آن جهت اهمیت دارد که بسیاری رزومه علمی (CV) را سندی شخصی می دانند و همان طور که گفته شد CV این افراد توسط خودشان منتشر شده است.

  • PDF
  • Print
  • Facebook
  • Twitter
  • Digg
  • Google Bookmarks
  • del.icio.us
  • email
  • HelloTxt
  • RSS

اندر احوالات تحصیلات ما…

می گویم بابا! سری را که درد نمی کند چرا دستمال می بندید؟ می گویند: امتحان را هر چه زودتر بدهیم بهتر است. وقتی دانشجو به خودش رحم نمی کند استاد رحم کند؟ استاد می گوید هر وقت خواستید امتحان می گیریم. دوستان می فرمایند استاد پس فردا چطور است!؟ کفری می کنند این موجود دو پا را … .

دانشجویانی که این ترم درس ساختمان های گسسته را انتخاب کرده اند و من نیز برای حل تمرینات در خدمتشان هستم (فرنگی ها می گویند TA ولی خود بچه ها به من می گویند “حلت” که مخفف حل تمرین است) دیروز از من خواستند تا کلاس رفع اشکال برایشان برگزار کنم. چند نفری بیشتر نبودند. شاید پنج یا شش نفر. راستی که کلاس خلوت هم نعمتی است البته فقط برای مدرس!

همیشه وقتی امتحانات میان ترم آغاز می شود با خودم می گویم نکند این ترم نمرات بد بگیرم؟ و شیطان درونم می گوید ترم های قبل هم که چیزی نخواندی و نمراتت بد نشد. حالا هم نخوان و نگران نباش خودش درست می شود. حالا الان نفس لوامه ام درگیر شده با من! تا ببینیم کدام یک پیروز میدان می شود.

  • PDF
  • Print
  • Facebook
  • Twitter
  • Digg
  • Google Bookmarks
  • del.icio.us
  • email
  • HelloTxt
  • RSS