۳۰
خرداد
آسمان رقصید و بارانی شدیم
موج زد در یا و طوفانی شدیم
بغض چندین ساله ی ما باز شد
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
یا علی گفتیم و دریا خنده کرد
عشق مارا باز هم شرمنده کرد
یا علی گفتیم و گلها وا شدند
عشق آمد، قطره ها دریا شدند
یاعلی گفتیم و طوفانی شدیم
مست از آن دستی که می دانی شدیم
یاعلی گفتیم و طوفان جان گرفت
کوفه در تزویر خود پایان گرفت
کوفه یعنی دستهای ناتنی
کوفه یعنی مردهای منحنی
کوفه یعنی مرد، آری، مرد نیست
یا اگرهم هست، صاحب درد نیست
عده ای رندان بازاری شدند
عده ای رسوایی جاری شدند
آن همه دستی که در شب طی شدند
ابن ملجم های پی در پی شدند
…
از سکوت و گریه سرشارم علی
تا همیشه دوستت دارم علی
شاعر : دکتر محمود اکرامی
۲۸
خرداد
چند لحظه پیش یک SMS از دخترخاله ام دریافت کردم با مظمون “تولدت مبارک!” و تازه یادم افتاد که اِ اِ اِ … امروز تولدمه! البته در شناسنامه چیز دیگری قید شده ولی خوب اصل حادثه وقتی دیگر بوده یعنی امروز. من متولد ۲۸ خرداد ماه ۱۳۷۰ ساعت ۳:۳۰ به وقت تهران هستم در شهری دور افتاده …. . هر سال که می گذرد اگر تولدم به خاطرم باشد حس می کنم ۳۶۵ روز بزرگتر شده ام و این یعنی ۳۶۵ روز باید به فکر و مسئولیت پذیری و غیره اضافه می شده که نمی دانم شده یا نشده! العلم عند الله!
و حال باید مثل یک دانشجوی یک سال بزرگ شده رفتار کنم و حرف بزنم اما من عاشق کودک بودنم. عاشق یک رنگی. عاشق بی خیالی. عاشق راستی و ساده بودن گو که با یک شکلات کاکائویی گول بخورم. عاشق صمیمیت دو دوست هنگامی که برای یک توپ چهل تکه با هم قهر می کنند و چند دقیقه بعد می خوانند “آشتی آشتی … آشتی آشتی ….”. من عاشق عاشق بودن های کودکیم. من عاشق کودکیم. اما چه می شود کرد هر سال که از تولدت می گذرد و کمی چهره ات شاید عوض شود همه می خواهند بزرگ شوی… نمی گذارند کودک باشی. مجبوری صبح تا شب با کودک درونت تنهایی زندگی کنی و گاهی لبخندی ساختگی به دنیای بیرون و این به قول مهرداد “یعنی ما هم اِهِم “. می خواهم من باشم وخودم باشم و سایه خودم به همراه کودک درونم در این دنیا و فارغ از صفحات تقویم که هر ۳۶۵ روز می گویند تو یک سال بزرگ شدی… . آوای این تقویم ها شاید تلنگری است که می خواهد به من بفهماند که باید به اندازه ی یک سال بیشتر خدا را دوست داشته باشی. باید به اندازه ی یک سال بیشتر به همه محبت کنی و به اندازه ی یک سال بیشتر “انسان” باشی. و این تلنگر اکنون در inbox گوشی تلفن همراهم است. کاش که تلنگرش موثر باشد و بفهمم که یک سال بزرگ شدن یعنی چه…ممنون بابت تلنگرتان!
راستی آرزوی روز تولد یادم رفت :
پنهان ز دیدهها و همه دیدهها از اوست آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست
۰۹
خرداد
ساعتی قبل بالاخره کنفرانس معرفی NXT MindStorms تمام شد. در باب این روبوت کمی جستجو در وب شما را به چیزهای خوبی می رساند. روبات را پنچ شنبه از استادم تحویل گرفتم و سه روز وقت برای یادگیری و انجام Configurations و Programing وقت داشتم. درحالی که فردا امتحان آزمایشگاه فیزیک ۱ نیزانتظارم را می کشد و الحق که سه روز کار فشرده ای داشتم و البته الحمد الله که بد ارائه نشد. این را نفهمیدم آخر که من اسلاید های خوبی درست کرده بودم و یا حظار گرفتار سخنران خوبی شده بودند! اما درک عمومی بد نبود. توضیح این که این روبات را یکی از بهترین اساتیدم از کشور کانادا تهییه کرده بودند و برای معرفی به دانشجویان لطف کرده و در اختیار من قرار دادند. آخیش آخرش تمام شد. یک خواب راحت.