اتاق فکر …

جایی با یک سری شرایط خاص که یک عده دور هم می نشینند و فکر می کنند. یا نه شاید کمی پیچیده تر باشد! سال ها قبل شنیدم که در شرکت مرسدس بنز جایی وجود دارد که یک عده وسایلی را که دوست دارند در آن می گذارند و راجع به مسائل مورد علاقه شان صحبت می کنند و هر وقت ایده ی جدیدی داشتند آن را روی یک برد که برای همین کار تعبیه شده می نویسند و تازه برای این کار پول هم می گیرند!مسخره بود اول. اما حال که روزها از روزی که این مطلب را شنیدم می گذرد تازه می فهمم که نه چیز به درد بخوری است این اتاق فکر. ولی ما اینجا از آن ها نداریم راستش “اتاق” زیاد داریم اما “اتاق فکر” نداریم. شاید بتوان نتیجه گرفت که فکر نداریم و نه این طور نیست. در جایی خواندم صادرات مغز ایران سالانه معادل ۵۰ میلیار دلار است بگذریم … . راستش در بدو ورود به دانشگاه این کارخانه ی مغز سازی و این نیروگاه خلاقیت تصمیمات زیادی داشتم تاسیس یک تیم دائم شبیه سازی و کار بر روی بازنویسی لینوکس تنها بخشی از این ایده ها بود اما با گذشت زمان … نه تنها یار و یاوری در این راه پیدا نکردم بلکه خود هم دچار خمودگی شدم. ولی حال تصمیم خاص تری گرفتم!اتاق فکر. من راجع به ساختار این نوع مدیریت ایده اطلاعات زیادی ندارم و و اگر شما اطلاعاتتان را با من به اشتراک بگذارید برایتان دعا می کنم. فقط می دانم اگر نمی شود جمعی را وادار به کار کرد می شود وادار به تفکر که کرد! و قدم به قدم تا تشکیل یک گروه محکم!

  • PDF
  • Print
  • Facebook
  • Twitter
  • Digg
  • Google Bookmarks
  • del.icio.us
  • email
  • HelloTxt
  • RSS

نظر شما چیست

نظر شما