این تعطیلات هم تمام شد
انگار این جمله ی “این نیز بگذرد” کاملا جهان شمول است! همین چند روز پیش بود که برنامه ریزی می کردیم برای عید و حالا فردا سیزده بدر را در پیش داریم. عید امسال خوب بود سفری کوتاه به مشهد و دیدار نو با خانواده و سپس رفتن به روستای پدری و کمی خانه مرتب کردن و دید و بازدید و کمی غار نوردی همراه “ترخون” دم کردن و در نهایت اندکی مطالعه.
جالب اینجاست که همه قبل از تحویل سال تصمیمات بنیادی می گیریم و هنوز به هفتم نوروز نرسیده تمام آن ها از یادمان می رود.
حکایت اما این است تفاوت زندگی ها
در این چند روز انسان هایی را دیدم که مدت ها صرف برنامه ریزی برای سفر های دور و دراز کرده اند و چند روزی را به سفر در کشور و شاید خارج از آن گذرانده اند. مقداری تفریح و خرید و بعد بازگشت به خانه و گله شاید از وضع اتوبان ها و هتل ها و … . این اصلا بد نیست و اصولا تفریح از ملزومات سلامت روح است اما مساله این جاست که آدم هایی دیگر را هم دیده ام. کسانی که از سال نو تا به حال نه لباس نو دیده اند و نه آجیل و شیرینی و نه سفر های دور و دراز. روز قبل و بعد از سال تحویل را هم مجبور بودند کار کنند. راستش اوایل که به این موضوع فکر می کردم حس غریبی داشتم. ناراحتی و رنجش. چرا دنیا این طوری است؟ همه جای دنیا همین است تفاوت ها از زمین تا به آسمان. در کشوری روزانه ده ها نفر از گرسنگی می میرند و در جایی دیگر گندم ها را در آب می ریزند تا مبادا سرمایه دارانشان از اندک تغییرات قیمت ضرر کنند! در کشوری مردم برای پارس سگ همسایه شان از او شکایت می کنند و در جایی دیگر هر وقت ازخواب بیدار می شوند نماز شکر می خوانند که هنوز زنده مانده اند از دست همان ها که برای پارس کردن سگ همسایه به دادگاه می روند! انگار آدم ها کمی بد شده اند من که دیروز نبودم شاید بد بوده اند و ما نمی دانستیم. شاید کمی نگاه به آدم های دور و برمان و فکر به دور دست ها بد نباشد.
سیزده بدر خوش بگذره!









