۲۴
فروردین
با سلام
در این چند وقته اتفاقات جالبی افتاده. در کارهای علمی و درس و دانشگاه و …
اما یکی تازه تر و ترد تر است. WOrld Modeling چیزی که مدت ها دنبالش بودم! راستش را بخواهید چند وقتی است که یک استاد به گروه کامپیوتر اضافه شده است. نام ایشان را نمی برم شاید زیاد راضی نباشند اما با دیدن ایشان بار دیگر امید به کار که مدتی از آن خبری نبود بازآمد. بعدا بیشتر راجع به این مبحث می نویسم. به قول یک کسی “زیاده جسارت است”.
۱۲
فروردین
انگار این جمله ی “این نیز بگذرد” کاملا جهان شمول است! همین چند روز پیش بود که برنامه ریزی می کردیم برای عید و حالا فردا سیزده بدر را در پیش داریم. عید امسال خوب بود سفری کوتاه به مشهد و دیدار نو با خانواده و سپس رفتن به روستای پدری و کمی خانه مرتب کردن و دید و بازدید و کمی غار نوردی همراه “ترخون” دم کردن و در نهایت اندکی مطالعه.
جالب اینجاست که همه قبل از تحویل سال تصمیمات بنیادی می گیریم و هنوز به هفتم نوروز نرسیده تمام آن ها از یادمان می رود.
حکایت اما این است تفاوت زندگی ها
در این چند روز انسان هایی را دیدم که مدت ها صرف برنامه ریزی برای سفر های دور و دراز کرده اند و چند روزی را به سفر در کشور و شاید خارج از آن گذرانده اند. مقداری تفریح و خرید و بعد بازگشت به خانه و گله شاید از وضع اتوبان ها و هتل ها و … . این اصلا بد نیست و اصولا تفریح از ملزومات سلامت روح است اما مساله این جاست که آدم هایی دیگر را هم دیده ام. کسانی که از سال نو تا به حال نه لباس نو دیده اند و نه آجیل و شیرینی و نه سفر های دور و دراز. روز قبل و بعد از سال تحویل را هم مجبور بودند کار کنند. راستش اوایل که به این موضوع فکر می کردم حس غریبی داشتم. ناراحتی و رنجش. چرا دنیا این طوری است؟ همه جای دنیا همین است تفاوت ها از زمین تا به آسمان. در کشوری روزانه ده ها نفر از گرسنگی می میرند و در جایی دیگر گندم ها را در آب می ریزند تا مبادا سرمایه دارانشان از اندک تغییرات قیمت ضرر کنند! در کشوری مردم برای پارس سگ همسایه شان از او شکایت می کنند و در جایی دیگر هر وقت ازخواب بیدار می شوند نماز شکر می خوانند که هنوز زنده مانده اند از دست همان ها که برای پارس کردن سگ همسایه به دادگاه می روند! انگار آدم ها کمی بد شده اند من که دیروز نبودم شاید بد بوده اند و ما نمی دانستیم. شاید کمی نگاه به آدم های دور و برمان و فکر به دور دست ها بد نباشد.
سیزده بدر خوش بگذره!
۰۳
فروردین
به نام آن که جان ها را آفرید و روح و نفس را و درخت را و سپیده را و عشق را و نوروز را.
و نوروز گذشت و بار دیگر همه جا تغییر کرد. روز های قبل مردم را می دیدم که گاه بی خبر از هم در بازار ها بودند و می خریدند و می فروختند و نرمکی شاد بودند. درختان جوانه زده بودند و کودکان شاد از تعطیلات زود هنگام در کوچه ها می دویدند. همه در فکر تغییری که نو کند باغ زندگیشان را. شاید آن جمعه که منتظرش هستیم در سال جدید باشد شاید سال جدید پر از شادی باشد شاید همه دوستی باشد و ای کاش که این شاید ها قطعی باشد. چه خوب که در این سال و خصوصا در اول آن کمی بیشتر به فکر مردمان باشیم و خرد ننگریمشان که به فکر می رسد عواقبش زیبا نباشد و بیشتر دوستی کنیم با یکدیگر که زندگی ها طور دیگر باشد و از همه سر تر خدا را بیشتر یاد کنیم که راه رسیدن به احسن الاحوال است و مانع زمزمه ی شعر ‘زمستان’ .
عیدتان مبارک!