این شیوه های نا صحیح …

این لحظه چه وقت میمونی است که در بین الامتحانین قرار داریم (احتمالا معنای میمون را فهمیدید!) آن هم چه امتحاناتی ریاضی ۱ و فیزیک ۱ که هر یک به نوبه ی خودشان از الطاف خفیه اند…!
دوست دارم بنویسم اما نمی دانم چه بنویسم. نه این که موضوع کم باشد نه … از بعضی چیزها فعلا نباید نوشت و بعضی دیگر را توصیه کردند ننویسم و آن موضوع دیگر هم که خصوصی (!) است و آهان فهمیدم … نه از آن هم نمی شود نوشت صبر کنید …
می خواهم از یک امتحان بنویسم البته سو تفاهم نشود که از بی موضوعی به سراغ امتحان رفته ام!
امتحان برنامه نویسی چگونه باید باشد؟
دو جواب برای این سوال وجود دارد:
۱- هر دانشجو پشت هر سیستم با سیستم داوری برخط مانند PC^2 و نوشتن برنامه ها و داوری دقیق.
۲- گرفتن امتحان کتبی برنامه نویسی!
هفته ی قبل امتحان “مبانی کامپیوتر و برنامه نویسی” داشتیم و الحمد الله نمره ی بدی نگرفتم اما Top Student نشدم(به قول Top Student کلاس!) دلایلش هم سطح بودن تمام سوالات و بی دقتی بنده و کتبی بودن امتحان بود شاید اگر سوالات در چند سطح طرح می شد و عملی بود نمرات به کلی فرق می کرد اما اکنون تنها دقت در مسایل محاسباتی و صرفا حفظیات سنجیده شد.
امان از سیستم آموزشی بد! تا بعد!

برچسب ها: درد و دل ها...

تنبلی و …

سلام به دوستان!

اول کاری خبر خوبی ندارم فقط اینجا را بخوانید.

بله …

بحث امروز من راجع به تنبلی است اول نگاهی به  “تنها کشورهای عربی و آفریقایی از ایرانی ها تنبل ترند!” بیندازید تا مقدمه ای شود برای ادامه ی کار …

امروز نکته ای جالب فهمیدم  و اینکه چقدر تنبلم!
با خود فکر کردم که دانشجو هستم یا دانش جو؟

زندگی یک دانشجو از نظر باید بدین شیوه باشد:

۰- مومن (واقعی) باشد.

۱- تمام توانش را در راه کسب علم و اخلاق صرف کند.

۲- از محیط پیرامونش غافل نباشد.

۳- …

اما ما (من فقط چرا ناراحت شدید!؟) :

۰- …

۱- شب امتحان درس پاس می کنیم و با خواهش و تمنا از استاد نمره می گیریم.

۲- از واقعیات دور و برمان غافلیم.

۳- …!!!

کاش از این پس تغییر کنیم (ای بابا کنم!) و در راه عزت کشور بکوشیم.ان شا الله.

برچسب ها: درد و دل ها...

سرفصل های آینده!

با سلام
انگار
این بحث
ها تمامی ندارد!
بله … ندارد …
راجع به سنجش علمی خروارها حرف دارم!ان شاالله امتحانات که تمام شد عرض می کنم به
شما.
صحبت امروز چیز دیگریست …
سرگرمی علمی!!! نشنیده بودید؟پس بشنوید چون در حال نوشتن مطلبی هستم راجع به
روبوکاپ و سرگرمی و این که ما را سرگرم کرده اند … که این نیز پس از امتحانات از
راه می رسد
منتظر نظرات شما درباره ی نقش روبوکاپ در علوم کامپیوتر هستم.
تا بعد …

برچسب ها: درد و دل ها...

محرم رسید

محرم رسیده است و باز و در دل ها شوق آزادگی زبانه می کشد و شهریار زیبا می گوید
که:

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین (ع)
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین (ع)

از حریم کعبه جدش به اشگی شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین (ع)

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین (ع)

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین (ع)

بسکه محملها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین (ع)

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین (ع)

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین (ع)

سروران ، پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین (ع)

سر به قاچ زین نهاده ،راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین (ع)

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین (ع)

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وقا
با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین (ع)

سیرت آل علی (ع) با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما ،یکی صورت نما دارد حسین (ع)

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین (ع)

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین (ع)

بعد از اینش صحنه ها و پرده ها اشگ است و خون
دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین (ع)

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین (ع)

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
بادم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین (ع)

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین (ع)

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاشیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین (ع)
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین (ع)

از حریم کعبه جدش به اشگی شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین (ع)

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین (ع)

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین (ع)

بسیکه محملها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین (ع)

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین (ع)

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین (ع)

سروران ، پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین (ع)

سر به قاچ زین نهاده ،راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین (ع)

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین (ع)

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وقا
با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین (ع)

سیرت آل علی (ع) با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما ،یکی صورت نما دارد حسین (ع)

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین (ع)

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین (ع)

بعد از اینش صحنه ها و پرده ها اشگ است و خون
دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین (ع)

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین (ع)

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
بادم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین (ع)

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین (ع)

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین (ع)

برچسب ها: درد و دل ها...٬ شعر ها و نثر های زیبا ...