انسان X در نقش Y
سلام
دوباره آمدم بنویسم از مطلبی که سال هاست مغزم را قلقلک می دهد و آن رابطه ی انسان ها با جایگاهشان است . این یعنی چرا انسان ها یکدیگر را بخاطر نقششان دوست دارند و نه برای وجودشان و چرا توانایی های بالقوه یک شخص برای مردم مهم است و همیشه می گویند :”الان چی تو دستته ؟” و اکنون این دو مطلب را باز می کنم .
این که ما یکدیگررا به خاطر نقش هایمان دوست داریم برایمان چیز عجیبی نیست ولی به نظر من کمی ترسناک است . بله ترسناک است !
حتما می گویید :”خوب این طبیعی است ما به معلممان احترام می گذاریم چون معلممان است و اگر این چنین نبود او هم می شد یکی مثل بقیه ! واین مطلب برای تمام نقش ها مثل پدر و مادر و برادر و خواهر و راننده و شهردار و سرباز و … قابل بسط است و برای مطلب دوم همه توانایی های بالقوه ی فراوان دارند و مهم این است که این توانایی ها فعلیت یابند .”
اما من چنـین نظـری ندارم و می گویـم : یاد کنـید از سخـنـان آن نویسـنـده ی شـهیر روسـی لیون تولسـتوی که می گفت :” بهترین زمان زمان حال است و مهمترین شخص زندگی تو همان کسی است که اکنون می بینی و مهمترین کارت محبت به اوست زیرا نمی دانی آیا کس دیگری خواهد بود که با او رو به رو شوی و انسان تنها برای محبت کردن آفریده شده است .”
لطفا نگویید این بابا دین و ایمان ندارد (!) و در شوروی رشد کرده و حرف هایش از روی حساب نیست که به نظر من این جا را کاملا درست می گوید زیرا عقیده دارم محبت به همه ی افراد مستقل از این که کیستند و شغلشان چیست قبل از این که به نفع طرف مقابل باشد به نفع خودمان است که به شدت باعث انبساط خاطر می شود . اصلا شاید لازم باشد شیوه ی محبت کردنمان را در این روزگاز عوض کنیم . در روزگاری که دایم حرف عشق و محبت و دوست داشتن است اما مردم نمی توانند یکدیگر را تحمل کنند و محبت پیشکششان! کافیست بیندیشیم که چه استعداد هایی بر اثر کمبود محبت هرز شده اند و یا چه کودکان معصومی فقط برای این که کسی آن ها را دوست نداشته تبدیل به انسان هایی جانی شده اند و فکر نکنید بچه های یتیم و بی سرپرست را می گویم نه چه بسا افرادی که ظاهرا شادند و روزگار به کامشان است ولی تشنه ی یک محبت واقعی و دست کم یک لبخندند و این جا نقش دوست خوب آشکار می شود و این نقش زیبا از بهترین نقش هاست .
اما بعد : دریک کلاس معلم دانش آموزان قوی تر را بیشتر دوست دارد اما دانش آموزان قوی حتی با کم توجهی معلم هم درس ها را می فهمند پس کاهی مواقع لازم است معلم به پتانسل نهفته در دانش آموران ضعیف توجه کند تا دیگر این توانایی ها پتانسیل نباشد و به عمل برسد .
و منظورم از این نوشته تنها آنست که یکدیگر را دوست داشته باشیم و به ضعیف تر ها بیشتر توجه کنیم چون شاید توانایی هایشان از افراد قوی هم بیشتر باشد و یادمان باشد انسان را برای انسان X بودنش دوست بداریم نه برای نقش Y اش !
ممنون که حوصله کردید . خدا نگهدار .









